بی تو

،رفتی اما جای تو خالی نیست
.خوب میدانی که در دلم جای داری
.در راهروی خانه ام جای دوچرخه ات اما خالیست
.در اطاقم جای کتابها و روزنامه هایت که هر بار فرصت میکردی میخواندیشان خالیست
.دستشوئی خانه ام بدون حولهُ تو که با آن بدنت را خشک میکردی از نشاط افتاده
.از روزیکه رفتی و دوچرخهُ خود را بردی، دوچرخه ام ماتمش گرفته است
.مسواکم احساس تنهائی میکند در جا مسواکی
.بی تو حوصلهُ پاک کردن آیینه در دستشوئی را هم دیگر ندارم
.آشپزخانه بی تو سوت و کور است و اجاق خوراکپزی سردش گشته
.نه به اس ام اسهایم جواب میدهی و نه یادی با ایمیل از ما میکنی
پس چرا ماشین رختشوئی را با خود نبردی، چون که سنگین و سخت بود؟
.یا گذاشتیش تا من خاطراتت را در آن بشویم بی رحم
،رفتی اما بوی تو در اطاقم جاریست
.خانه ام بی تو بی رونق گشته


0 Comments:
Post a Comment
Links to this post:
Create a Link
<< Home